شناسه خبر: 84871
تاریخ انتشار:۱۳۹۸ شنبه ۲۹ تير، ساعت 06:13
لَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا﴿اعراف/۸۵﴾ در زمین پس از نظم و اصلاح آن (با آمدن قوانین آسمانی)، به فساد برنخیزید.

بی نظمی در زندگی، فسادآور است
لَا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلَاحِهَا﴿اعراف/۸۵﴾
در زمین پس از نظم و اصلاح آن (با آمدن قوانین آسمانی)، به فساد برنخیزید.

امیرالمؤمنین علی (علیه السّلام):
کارهای منظم و منضبط به سبب مخالفت و خلافکاری تباه می‌شود.
( غرر الحکم و درر الکلم , ج1 ،ص63)
تفسیر المیزان
[تعالیم شعیب (ع) به قوم خود]
" فَأَوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمِیزانَ وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْیاءَهُمْ وَ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها" شعیب (ع) نخست قوم خود را پس از دعوت به توحید که اصل و پایه دین است به وفاى به کیل و میزان و اجتناب از کم‏فروشى که در آن روز متداول بوده دعوت نموده، و ثانیا آنان را دعوت به این معنا کرده که در زمین فساد ایجاد نکنند، و بر خلاف فطرت بشرى- که همواره انسان را به اصلاح دنیاى خود و تنظیم امر حیات دعوت مى‏کند- راه نروند.
گر چه افساد در زمین بر حسب اطلاق شامل گناهان مربوط به حقوق اللَّه نیز مى‏شود، و لیکن از ما قبل و ما بعد جمله مورد بحث بر مى‏آید که مقصود از فساد خصوص آن گناهانى است که باعث سلب امنیت در اموال و اعراض و نفوس اجتماع مى‏شود، مانند راهزنى، غارت، تجاوزهاى ناموسى و قتل و امثال آن.
" ذلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ" شعیب (ع) سپس این دو دعوت خود را چنین تعلیل مى‏کند که: وفاى به کیل و وزن و بر هم نزدن نظم جامعه براى شما بهتر است، و سعادت دنیاى شما را بهتر تامین مى‏کنند، زیرا زندگى اجتماعى انسان وقتى قابل دوام است که افراد، ما زاد فرآورده خود را در مقابل فرآورده‏هاى دیگر مبادله نموده و بدین وسیله حوائج خود را برآورده کنند، و این وقتى میسر است که در سراسر اجتماع امنیت حکم‏فرما بوده و مردم در مقدار و اوصاف هر چیزى که معامله مى‏کنند به یکدیگر خیانت نکنند، چون اگر خیانت از یک نفر صحیح باشد از همه صحیح خواهد بود، و خیانت همه معلوم است که اجتماع را به چه صورت و وضعى در مى‏آورد، در چنین اجتماعى مردم به انواع حیله و تقلب، سم مهلک را به جاى دوا، و جنس معیوب و مخلوط را به جاى سالم و خالص به خورد یکدیگر مى‏دهند.
و همچنین عدم افساد در زمین، چون فسادانگیزى نیز امنیت عمومى را که محور چرخ اجتماع انسانى است از بین برده و مایه نابودى کشت و زرع و انقراض نسل انسان است.   
خلاصه بیان شعیب این شد که: شما اگر به گفته‏هاى من ایمان داشته باشید- و یا اگر ایمان به حق داشته باشید- بطور مسلم تصدیق خواهید کرد که وفاى به کیل و وزن و اجتناب از کم‏فروشى و تقلب و خوددارى از افساد در زمین به نفع خود شما است.
بعضى از مفسرین آیه مورد بحث را طورى دیگر معنا کرده و گفته‏اند: معناى ایمان در این آیه ایمان به دعوت است، چون وقتى مردم از دعوت انبیاء منتفع مى‏شوند که به آنان ایمان داشته باشند، کسانى که در دل کافرند، همان کفر و شقاوت و ضلالت‏شان نمى‏گذارد که دعوت انبیاء را قبول نموده، از خیرات دنیوى آن طور که شایسته است منتفع شوند، در نتیجه انتفاعاتى که از دنیا و زندگى آن دارند، انتفاعاتى است خیالى هم چنان که فرموده:" وَ ما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوانُ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ" « زندگى این دنیا به جز بازیچه و سرگرمى نیست، و اگر مى‏دانستند زندگى حقیقى همان سراى دیگر است. سوره عنکبوت آیه 64».
بعضى دیگر گفته‏اند: احتمال دارد لفظ" ذلکم" اشاره به وفاى به کیل و سایر مذکورات بعد از آن نباشد بلکه اشاره به جمیع مطالب گذشته بوده، و مراد به ایمان هم همان معناى اصطلاحى باشد نه معناى لغوى، خلاصه اینکه معناى آیه چنین باشد: شما اگر ایمان به خدا مى‏داشتید، تنها او را مى‏پرستیدید و به کیل و وزن وفا نموده و در زمین فساد نمى‏انگیختید.
اشکالى که به این دو تفسیر وارد است این است که از ظاهر آیه بر مى‏آید که قوم شعیب قبل از این خطاب متصف به ایمان بوده‏اند، براى اینکه فرموده:" إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ" هم لفظ" کنتم" که ماضى است و هم لفظ" مؤمنین" که اسم فاعل از ایمان است ظهور در این دارد که صفت ایمان مدتى در بین آنان مستقر بوده، و اگر قوم شعیب ایمان نداشتند یا همه آنان کافر بودند و یا بعضى کافر و مستکبر و بعضى مؤمن و منقاد مى‏بودند، جا داشت بفرماید:
" ذلکم خیر لکم ان آمنتم (و یا) ان تؤمنوا این براى شما بهتر بود اگر ایمان مى‏آوردید و یا اگر ایمان بیاورید" پس از اینجا مى‏فهمیم که منظور از ایمان در این آیه، ایمان به معناى اصطلاحى نیست.
....................................................
چه می‌ِشد اگر او مرا می‌سرود
هجا در هجا در هجا می‌سرود
دلم پوک و پوسیده شد کاشکی
مرا باز یک ماجرا می‌سرود
و یا مثل تصویر یک حنجره
صدای مرا بی صدا می‌سرود
سکوتی زبان بسته‌ام کرده است
دلم را زبان شما می‌سرود
زمانی نت گامهای مرا
همین کوچه پس کوچه‌ها می‌سرود
دلی از تباری دگر داشتم
که یا شروه می‎خواند یا می‌سرود

آپارات سراسری - استان ها
اظهار نظرات | 0
captcha