شناسه خبر: 86382
تاریخ انتشار:۱۳۹۸ شنبه ۲ شهريور، ساعت 06:30
هر روز یک آیه از کلام وحی

طبابت، امری الهی است

وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ ﴿ شعرا/۸۰﴾ و چون بیمار شوم او مرا درمان مى ‏بخشد.

طبابت، امری الهی است
وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ ﴿ شعرا/۸۰﴾
و چون بیمار شوم او مرا درمان مى ‏بخشد.

امام صادق(علیه السّلام):
:مردم هیچ شهرى از پزشکِ بصیرِ مورد اعتماد بى نیاز نیستند .
(تحف العقول ، ص 321 )
تفسیر هدایت
«وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ- پس چون بیمار شوم، او مرا شفا خواهد داد.»
شفاى از مرض به دست خدا است، و خدا در بدن آدمى چیزى به وجود آورده که با آن بر بیمارى پیروز مى‏شود، و بهترین درمان مقاومت کردن در برابر بیمارى با نیروى بدن است، و نصهاى اسلامى بر این ضرورت تأکید کرده است.
در حدیثى آمده است:
«با دردت تا زمانى که با تو راه مى‏آید راه برو.»
و در حدیثى مأثور از امام صادق (ع) آمده است که گفت:
«هر کس که تندرستى او بیش از بیمارى او است، و با چیزى به معالجه                       
خود بپردازد و بر اثر آن بمیرد، من به سوى خدا از او ابراز بیزارى مى‏کنم». « نور الثقلین، ج 14، ص 55.»
شاید براى همین امر که آدمى لازم است تا حدى متحمّل مرض باشد، و به مقاومت کردن در برابر آن به وسیله عواملى که به مصونیت وى آسیب مى‏رساند نپردازد، در نصوص بر این تأکید شده است که بیمارى براى مؤمن پاداش و ثواب محسوب مى‏شود.
در حدیثى مأثور از عبد اللَّه بن مسعود آمده است که گفت:
روزى که در نزد رسول اللَّه (صلّى اللَّه علیه و آله) بودیم، ناگهان تبسّمى کرد، و من گفتم: شما را چه رسید یا رسول اللَّه؟ و او گفت:
«از مؤمن و بیتابى او نسبت به بیمارى در شگفتم، و اگر مى‏دانست که براى بیمارى چه اندازه پاداش وجود دارد، چنان دوست مى‏داشت که پیوسته تا هنگام ملاقات پروردگارش عز و جل بیمار بوده باشد». « همان منبع، ص 56.»
در شرع کتمان کردن درد در سه نوبت متوالى مستحبّ خوانده شده، و وسیله رسیدن به سه پاداش بزرگ به حساب آمده است، چنان که از امام باقر علیه السلام روایت شده است که گفت:
«خداوند تبارک و تعالى گفت که: هیچ بنده‏اى نیست که چون به بلایى مبتلا شود از آن در نزد دیدار کنندگانش لب به شکایت نگشاید، مگر این که گوشت وى را با گوشتى بهتر، و خونى نیکوتر از خون خودش مبادله کنم، و اگر او را قبض روح کنم به رحمت من باز خواهد گشت، و اگر زنده بماند، بى‏گناه زنده خواهد ماند». « همان منبع، ص 56.»
[81] در چنگال دشواریهاى روزانه‏اى که بشر با آنها رو به روست، حقایق بزرگ فراموش مى‏شود، و همچون کسى است که به تماشا و شناسایى درختى در میان راه خود پرداخته باشد که او را از یاد جنگلى که این درخت در آن است غافل مى‏سازد، و هدایت شدگان از بندگان خدا پیوسته به این حقایق بزرگ توجه دارند. از کجا آمده‏ایم و به کجا مى‏رویم و مدبّر کیست؟
مرگ و زندگى دو مهمترین نمود است که بشر از آنها مى‏گذرد، و چون پرده غفلت از پیش چشم او بر کنار شود، به آن کس هدایت پیدا مى‏کند که مردمان را با مرگ مقهور مى‏سازد، و سپس آنان را براى حساب برمى‏انگیزد. ابراهیم (ع) گفت:
«وَ الَّذِی یُمِیتُنِی ثُمَّ یُحْیِینِ- و آن که چون بمیرم بار دیگر مرا زنده مى‏کند.»
[82] دلبستگى آدمى به هر چیز یا شخص با مرگ پایان مى‏پذیرد، ولى با پروردگار تا روز جزا برقرار مى‏ماند، یعنى آن روز که هیچ دلبستگى دیگر را فایده‏اى نیست.

آپارات سراسری - استان ها
اظهار نظرات | 0
captcha